فرهنگی
 


شجاعتی مثال‌زدنی برای مقابله بادشمن بعثی داشت
دلش ریش شد، اما باید روی حرفش می ایستاد. سعی کرد کنترلش را از دست ندهد. مثل یک تماشاچی فرزندش را دید، صورتش را بوسید و فقط یک جمله به زبان آورد: «این خواسته خودش بود، من هم که رضایت داده بودم، خوشا به سعادتش که خوب عاقبتی داشت...»
 ١٣٩٥/٠٩/١٥ - نظرات : ٠متن کامل >>
طواف سوخو دور حرم امام رضا
با برج مراقبت هماهنگی‌های لازم انجام شده بود. خلبان، برفراز آسمان، هواپیما را چند دور، دور حرم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) طواف داد.
 ١٣٩٥/٠٩/١٤ - نظرات : ٠متن کامل >>
گفت‌وگوی با همسر شهید نوروز نوروزی‌زاده
چند تکه استخوان و یک پلاکش را برای ما آوردند/ می‎گفت جنگ و اسلام را بیشتر از شما دوست دارم
او قبول داشت که بچه‌ها کوچک هستند، می‌گفت: تو خودت از اول قبول کردی، من شما را دوست دارم، ولی جنگ و جبهه و اسلام را بیشتر از شما دوست دارم.
 ١٣٩٥/٠٩/١٣ - نظرات : ٠متن کامل >>
شهیدی که میترسید به مرخصی برود و برنگردد
تخریبچی شهید علیرضا عباسیان در اولین روز از مرداد ماه سال 67 در جاده اهواز خرمشهر شربت شهادت نوشید.
 ١٣٩٥/٠٩/١١ - نظرات : ٠متن کامل >>
شنیدم بابا شهید شده، شهید چه شکلیه؟
برادر شهید در حالی که گریه امانش را بریده بود، می‌گفت: «دیشب بچه‌ها می گفتند شنیدم بابا شهید شده. عمو! شهید یعنی چی؟ شهید چه شکلیه؟»
 ١٣٩٥/٠٩/٠٩ - نظرات : ٠متن کامل >>

<< صفحه قبلی1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 صفحه بعدی >>